تبليغاتX
ارتش سرخ ایران ::
بررسی عملکرد پرسپوليس در ششمین دوره رقابت‌های لیگ برتر  
        

 از روزی که مصطفی دنیزلی به جای آری‌هان هلندی به نیمکت پرطرفدارترین تیم ایران و آسیا تکیه زد،‌ خیلی‌ها بر این باور بودند که تیمی همچون پرسپوليس تیمی نیست که مربی ترسویی چون دنیزلی بتواند در آن به موفقیتی دست یابد و پس از چندین سال زمینه حضور آن را در لیگ قهرمانان آسیا فراهم آورد.
دنیزلی با هزینه بسیار هنگفتی سر از پرسپوليس درآورد و این در حالی بود که سرخپوشان پایتخت با تلاش آری‌هان که منتقدان بسیاری در زمینه‌های گوناگون داشت به فینال جام‌حذفي قبلی برابر سپاهان رسیده بود و تنها موفقیت در دو بازی رفت و برگشت فینال می‌توانست پرسپوليس را راهی لیگ قهرمانان آسیا کند.
اما دنیزلی همان طور که منتقدانش انتظار داشتند نتوانست در این دو بازی کاری از پیش ببرد و پرسپوليس را که با هزاران امید و آرزوی هواداران به فینال رسیده بود در راه تحقق اهدافش متوقف کرد تا هواداران یک سال دیگر را نیز به انتظار کسب جام و حضور در لیگ قهرمانان آسیا بنشینند.
حالا دیگر همه چیز از نو شروع می‌شد، دنیزلی دو راه را برای برآورده‌کردن انتظارات هواداران در پیش داشت و با تیمی که در اختیار او بود و بعدها کامل‌تر‌ هم شد، رسیدن به این مهم کار چندان سختی به نظر نمی‌آمد.
لیگ برتر آغاز شد ولی اولین مصاف پرسپوليس در شهر مشهد به شکست این تیم منجر شد و یک بار دیگر انتقادات فراوان از مربی ترک‌تبار پرسپوليس و آینده مبهم این تیم فضای جامعه فوتبال را فرا گرفت.
پرسپوليس بسیار پرنوسان کار می‌کرد و این چیزی نبود که از این تیم در ابتدای فصل انتظار می‌رفت، ‌معلوم نبود بر سر بازیکنانی همچون مهرزاد معدنچی که سال قبل یکی از مؤثرترین بازیکنان پرسپوليس بود و از هر جا که اراده می‌کرد، دروازه حریفان را باز می‌کرد چه آمده بود که به تنهایی عامل از دست دادن چندین و چند امتیاز مسابقات پرسپوليس شدند و روز به روز روحیه خود را هم از دست می‌دادند.
پرسپوليس تبدیل به یکی از معمولی‌ترین تیم‌های لیگ برتر شده بود و حتی فشار هواداران هم دیگر تأثیری روی عملکرد این تیم نداشت، تماشاگرانی که بازی به بازی حضور پررنگ‌تر و پرتعدادتری در ورزشگاه‌ها داشتند و تیم محبوبشان را یکصدا تشویق می‌کردند.
شاید باارزش‌ترین مسأله‌ای که پرسپوليس در نیم‌فصل اول به آن دست یافت، غلبه بر رقیب دیرینه‌اش یعنی استقلال تهران بود که توانست پس از چند سال به این مهم دست یابد و شاید هم بدترین نتیجه‌ای که توسط بازیکنان پرسپوليس به‌دست آمد، شکست در مقابل راه‌آهن قعرجدولی بود که تنها خانه خالی لیگ را در قسمت برد به خود اختصاص داده بود.
پرسپوليس در نیم فصل دوم هم همانند نیم فصل اول پرنوسان و غیرقابل پیش‌بینی ظاهر شد و همچنان فشار تماشاگران و انتقادات هم چاره‌ساز نبود.
پرسپوليس در کنار لیگ برتر جام‌حذفي را هم در پیش داشت و در جام‌حذفي با قرعه نسبتاً مناسبی هم روبرو شده بود به نحوی که در سه بازی نخست خود با تیم‌های غیرلیگ برتری روبرو شد ولی به سختی از سد آنان گذشت.
پرسپوليس در جام‌حذفي با غلبه بر حریفان به مرحله نیمه نهایی راه یافت و اینجا جایی بود که می‌توانست انتقام سال گذشته خود را از سپاهان آن هم با یک قرعه خوب در ورزشگاه آزادی گرفته و یک بار دیگر فینالیست شود.
همین موضوع در کنار فشردگی رقابت در صدر جدول لیگ برتر باعث شد پرسپوليس از نیمه‌های نیم فصل دوم بی‌میلی خود را به ادامه رقابت‌های لیگ برتر نشان دهد و موفقیت در جام‌حذفي را مهم‌تر و نزدیک‌تر بداند، غافل از اینکه مدعیان لیگ برتر هم رنگ باخته بودند و آن قدرت قبلی را نداشتند و پرسپوليس که به واسطه حضور بازیکنانی همچون حسین کعبی و زیاد شعبو، مهاجم سوری خود جانی دوباره گرفته بود، می‌توانست از فرصت پیش‌آمده کمال استفاده را برده و در راه قهرمانی در لیگ برتر هم گام بردارد، آنچنان که باید قدرتنمایی نکرد و فاصله خود را با مدعیان حفظ کرد.
پرسپوليس در هفته‌های پایانی لیگ برتر به خود آمد و به خوبی متوجه شد که شانس برای رسیدن به قهرمانی همچنان باقی است و می‌تواند در کنار جام‌حذفي به قهرمانی در لیگ هم امیدوار باشد اما چه سود که دنیزلی یک بار دیگر عدم توانایی خود را به همگان نشان داد و در حالی که پرسپوليس تنها یک گام با قهرمانی فاصله داشت، از دست دادن امتیازات گذشته باعث شد تا قهرمانی در لیگ برتر از دست برود و رتبه سوم جدول بهترین رتبه برای پرسپوليس در لیگ ششم باشد.
این تیم که همه برنامه‌ریزی‌های خود را معطوف جام‌حذفي کرده بود و به خاطر آن از لیگ برتر گذشته بود، در ورزشگاه آزادی و در حالی که هواداران پرسپوليس یک بار دیگر نشان دادند که پرسپوليس پرطرفدارترین تیم حال حاضر ایران و آسیاست، برابر سپاهان تن به شکستی فراموش‌ناشدنی دادند تا تمام پیش‌بینی‌های منتقدان دنیزلی که با پرسپوليس سومین جام را هم از دست داده بود، چهره واقعیت به خود بگیرد و او به یکی از تلخ‌ترین و منفورترین چهره‌های تاریخ باشگاه پرسپوليس تبدیل شود.

|+|
نوشته شده توسط پژمان در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 و ساعت 21:27